سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

53

تاريخ ايران ( فارسى )

روز در كشتيها محبوس ماندند و در موقع حركت سناخريب براى رب النوع دريا و غرقاب موسوم به ائا در ساحل نهر تلخ قربانيها ذبح كرده و يك كشتى طلا و يك ماهى كه از طلاى مصمت ساخته شده و يك حلقه انگشتر طلا در نهر مزبور انداخته تقديم نمود . پس از آن اردو از رأس خليج فارس عبور كرده بدهانهء رود كارون رسيدند و اين مسافتى بود تقريبا معادل يكصد ميل در صورتى كه جزائر گل و لجنى در بين راه نبوده باشد كه مجبور بمنحرف كردن راه بشوند . بارى در اولين محلى كه به زمين محكمى رسيدند و آن على الظاهر نزديك اهواز بوده لشكريان پياده شدند . دشمنان غافل‌گير گرديدند ، چندين شهر بغارت رفت و اماكن كلدانيان درهم شكسته شد و بعد از آن آشوريان كشورى را كه به طرف دلتاى دجله بود چاپيدند و بالاخره مظفر و منصور بحضور شاه بزرگ كه احتياطا در باب سليمتى توقف كرده بود مراجعت نمودند . نئاركوس و سفر دريا تقريبا چهار مائه بعد از لشكركشى مهم فوق الذكر يعنى در سال 325 قبل از ميلاد بيان بهترى از رأس خليج فارس شده كه در دست داريم و آن از نئاركوس درياسالار دلير اسكندر كبير است كه يكدسته از سفاينى كه براى رودخانه ساخته شده بود از كراچى در بحر عمان حركت داده بخليج فارس برده و بشوش رسانيده و از جهت اين هنرمندى بىنظير خود و همچنين بسبب تحقيقات صحيحى كه از حسن اتفاق آرين مورخ آن را ضبط كرده و بدست ما رسيده است اسم خود را در دفاتر خلود ثبت نموده است . درياسالار يونانى نامبرده ميگويد بين دهانه‌هاى فرات و دجله در موقع آن مسافرت مردابى بود كه آب دجله به آن مرداب ميريخت و مسئلهء مهمتر اينكه راجع به ايلام ميگويد پل قايقى كه راه پرسپليس به شوش « 1 » را متصل مىكند يكصد و پنجاه استاد و يا هفده ميل از دهانهء كارون فاصله دارد . و نيز ميگويد فاصلهء آن نقطه تا شوش ششصد استاد و يا شصت و هشت ميل است و چون از شوش تا نقطهء اهواز فعلى درست همين‌قدر فاصله است

--> ( 1 ) - از روى اين بيان اهواز را ميتوان گفت كه در زمان بسيج مزبور در دهانهء كارون و يا نزديك آن بوده است . « مؤلف »